حكيم ابوالقاسم فردوسى
1326
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
چو شاهيم شد سال بر سى و شش * ميان چنان روزگاران خوش تو دارى به ياد اين سخن بىگمان * اگر چند بگذشت بر ما زمان مرا نامه آمد ز هندوستان * بدم من بدان نيز همداستان ز راى برين نزد ما نامه بود * گهر بود و هر گونهيى جامه بود يكى تيغ هندى و پيل سپيد * جزين هرچ بودم بگيتى اميد ابا تيغ ديباى زربفت پنج * ز هر گونهيى اندرو برده رنج سوى تو يكى نامه بد بر پرند * نوشته چو من ديدم از خط هند بخواندم يكى مرد هندى دبير * سخن گوى و داننده و يادگير چو آن نامه را او به من بر بخواند * پر از آب ديده همى سر فشاند بدان نامه در بد كه شادان بزى * كه با تاج زر خسروى را سزى كه چون ماه آذر بُد و روز دى * جهان را تو باشى جهاندار كى شده پادشاهى پدر سى و هشت * ستاره برين گونه خواهد گذشت درخشان شود روزگار بهى * كه تاج بزرگى بسر بر نهى مرا آن زمان اين سخن بد درست * ز دل مهربانى نبايست شست من آگاه بودم كه از بخت تو * ز كار درخشيدن تخت تو نباشد مرا بهره جز درد و رنج * ترا گردد اين تخت شاهى و گنج ز بخشايش و دين و پيوند و مهر * نكردم دژم هيچ زان نامه چهر بشيرين سپردم چو بر خواندم * ز هر گونه انديشهها راندم بر اوست با اختر تو بهم * نداند كسى زان سخن بيش و كم گر ايدونك خواهى كه بينى بخواه * اگر خود كنى بيش و كم را نگاه برانم كه بينى پشيمان شوى * وزين كردهها سوى درمان شوى دگر آنك گفتى ز زندان و بند * گر آمد ز ما بر كسى برگزند چنين بود تا بود كار جهان * بزرگان و شاهان و راى مهان اگر تو ندانى بموبد بگوى * كند زين سخن مر ترا تازه روى كه هر كس كه او دشمن ايزدست * ورا در جهان زندگانى بدست بزندان ما ويژه ديوان بدند * كه نيكان از يشان غريوان بدند چو ما را نبد پيشه خون ريختن * بدان كار تنگ اندر آويختن بدان را بزندان همى داشتم * گزند كسان خوار نگذاشتم بسى گفت هر كس كه آن دشمنند * ز تخم بدانند و آهرمنند چو انديشهء ايزدى داشتيم * سخنها همى خوار بگذاشتيم كنون من شنيدم كه كردى رها * مر آن را كه بُد بتّر از اژدها ازين بد گنهكار ايزد شدى * بگفتار و كردارها بد شدى چو مهتر شدى كار هشيار كن * ندانى تو داننده را يار كن مبخشاى بر هرك رنجست ز وى * اگر چند اميد گنجست ز وى برانكس كزو در جهان جز گزند * نبينى مر او را چه كمتر ز بند دگر آنك از خواسته گفتهاى * خردمندى و راى بنهفتهاى ز كس ما نجستيم جز باژ و ساو * هرانكس كه او داشت با باژ تاو